روزنامه نگار اينترنت


Tuesday, July 22, 2003

?? åÇí ãÍÇÝÙå ßÇÑ ¡? ÑÇÓÊ åÇí ÇÕáÇÍ ØáÈ ¡ ÂíäÏå Çí ãÈåã

ÈÏæä Ôß ÊÇ ?íÔ ÇÒ ÎÑÏÇÏãÇå 76 ÌãÚíÊ ÇíÑÇä Èå áÍÇÙ ÓíÇÓí ÈíÔÊÑ Èå Ïæ ÏÓÊå ãæÇÝÞ æ ãÎÇáÝ ÍßæãÊ ÊÞÓíã ãí ÔÏ . ÈÇ æÑæÏ ÎÇÊãí Èå ÚÑÕå æ ÞÑÇÑ ?ÑÝÊä æí ÏÑ Ïæãíä ãäÕÈ ÈÇáÇí ÓíÇÓí ÇíÑÇä ¡ æ ÇËÑ?ÐÇÑí æí ÈÑ Ñæí ÌÇãÚå ¡ ?ÑÇíÔ ÌÇãÚå ÇÒ ãÎÇáÝÊ ÈÇ ÍßæãÊ Èå ÇÕáÇÍ Âä ÊÛííÑ ßÑÏ . Âä åÇ ßå ÊÇ ÏíÑæÒ ãÎÇáÝ äÙÇã ÈæÏäÏ ÇÒ ÎÑÏÇÏ 76 ÈÇ ä?ÑÔí ãäØÞí ÊÑ ÏÑíÇÝÊäÏ ßå ÇãßÇä ÇÕáÇÍ ÍßæãÊ Èå Ôíæå ãÓÇáãÊ ÂãíÒ äíÒ æÌæÏ ÏÇÑÏ ?ÑÇ ßå åãæÇÑå ÇäÞáÇÈ åÇ ÖÑÈå ÈÒÑ?í Èå áÍÇÙ ÇÌÊãÇÚí æ ÇÞÊÕÇÏí Èå ?íßÑå íß ÌÇãÚå æÇÑÏ ãí ßäÏ ?Ó ÏÑ ÕæÑÊ åãæÇÑ ÈæÏä ÑÇå ÇÕáÇÍÇÊ ¡ Çíä ßÇÑ Èå ÇäÞáÇÈ ÊÑÌíÌ ÏÇÏå ãí ÔæÏ .
åÑ ?äÏ ÏÑ Çíä ãíÇä ÞÔÑ Óæãí æÌæÏ ÏÇÔÊäÏ ßå åãæÇÑå ÈÑ ãæÖÚ ÎæÏ ÈæÏäÏ æ Âä åã ÚÏå ÈÓíÇÑ ÇäÏßí ÇÒ ãÑÏã ãæÓæã Èå ÓáØäÊ ØáÈÇä . Èå åÑ Ñæ ¡ ÊÝÇæÊ ãíÇä ÂÑÇ æ ÇÝßÇÑ ÏÑ Èíä ãÑÏã ÏÑ ÎáÇá ÓÇá åÇí 76 ÊÇ 80 ÑæÒ Èå ÑæÒ ÈíÔÊÑ ãí ÔÏ .
ÏÑ ÌÇãÚå æ ãíÇä ãÑÏã ØÑÝÏÇÑÇä ÎÇÊãí æ ÇÕáÇÍÇÊ ÏÑ íß Óæ æ ãÍÇÝÙå ßÇÑÇä æ ãÑÏã ÓäÊí ÏÑ Óæí Ïí?Ñ ÞÑÇÑ ÏÇÔÊäÏ . ÏÑ ãíÇä ãÓÆæáÇä äÙÇã äíÒ ÇÕáÇÍ ØáÈÇä ÏÑ íß Óæ æ ãÍÇÝÙå ßÇÑÇä ÏÑ Óæí Ïí?Ñ ¡ åÑ ?äÏ ãæÖÚ ãÓÆæáÇä ÇÕáÇÍ ØáÈ äÓÈÊ Èå ãÑÏã ãæÖÚ ÂÑÇã ÊÑí ÈæÏ æ ÈíÔÊÑ Èå ÇÕáÇÍÇÊ ßæ?ß ÓÇÎÊÇÑí ãí ÇäÏíÔíÏäÏ ¡ ÇãÇ ãÑÏã Èå ÇÕáÇÍÇÊ ÍßæãÊí .
ÇäÊÎÇÈÇÊ 80 åÑ ?äÏ äÊíÌå Çí ãÔÎÕ ÏÇÔÊ ¡ ÇãÇ Èå åÑ ÍÇá ãåÑ ÊÇííÏí ÈæÏ ÈÑ ?íßÑå ÇÕáÇÍÇÊ ÇÒ Óæí ãÑÏã . ÇãÇ ?Ó ÇÒ Âä ¡ ØíÝ ÇÕáÇÍ ØáÈí ÏæÑÇä ÇÝæá ÎæÏ ÑÇ ÂÛÇÒ ßÑÏ . ÓíÏ ãÍãÏ ÎÇÊãí ÈÇ ãÚÑÝí ßÇÈíäå ÓÇÈÞ ¡ ÈÇÚË ÏáÓÑÏí åã?Çä ÔÏ . åãå ãäÊÙÑ ÈæÏäÏ ÊÇ ÏÑ ÊÔßíá ßÇÈíäå ÌÏíÏ ßå ÝÑÕÊí ãäÇÓÈ Èå ÍÓÇÈ ãí ÂãÏ ¡? ÎÇÊãí Èå ÊÕÝíå äíÑæåÇí äÇßÇÑÂãÏ È?ÑÏÇÒÏ ÇãÇ ÇíäØæÑ äÔÏ . ÍÊí ãÌáÓ ÔÔã ãæÓæã Èå ãÌáÓ ÇÕáÇÍÇÊ ßå ÇÈÊÏÇ ÏÑ ÈÑÇÈÑ Çíä Úãá ÎÇÊãí ãæÖæÚ ÊäÏí äÔÇä ÏÇÏå ÈæÏ æ ÊÇßíÏ ßÑÏå ÈæÏ ßå ÍÏÇÞá Èå 5 Êä ÇÒ æÒÑÇí ?íÔäåÇÏí ÑÇí ÇÚÊãÇÏ äÎæÇåÏ ÏÇÏ ¡ Èå ÎÇØÑ ãÕáÍÊ ¡ ÊãÇã æÒíÑÇä ßÇÈíäå ÎÇÊãí ÑÇ ÊÇííÏ ßÑÏ . æ Øí Ïæ ÓÇá ÈÚÏ ÇÒ Âä äíÒ ÑííÓ ÌãåæÑ ÎÇÊãí ¡ ÞÏã ?Ôã?íÑí ÏÑ ÑÇå ?íÔÈÑÏ ÌÏí ÇÕáÇÍÇÊ ÈÑäÏÇÔÊ ã?Ñ Ïæ áÇíÍå Çí ßå íß ÓÇá ÇÓÊ ãíÇä ÇÑßÇä äÙÇã ÏÑ ÍÇá ÑÝÊ æ ÂãÏ ÇÓÊ æ ÊßáíÝ Âä äÇ ãÔÎÕ .
ÇÒ Óæíí ¡? ÌäÇÍ ãÍÇÝÙå ßÇÑ äíÒ ÈÇ ÇÚãÇáí äÙíÑ ãÍÏæÏíÊ åÇí ÝÑÇæÇä ÈÑÇí ãÑÏã ¡? ÇíÌÇÏ ÝÖÇí æÍÔÊ ?æäå æ ÇÚãÇáí äÙíÑ Íãáå Èå ÎæÇÈ?Çå åÇí ÏÇäÔÌæíí Èå æÓíáå ?Ñæå åÇí ÝÔÇÑ ¡ ãÍÈæÈíÊ ÎæÏ ÑÇ ÏÑ ãíÇä åæÇÏÇÑÇäÔ ÇÒ ÏÓÊ ÏÇÏå ÇÓÊ . Ç?Ñ Èå ãæÖÚ ØÑÝÏÇÑÇä Çíä ØíÝ ä?Çåí ÈíÇäÏÇÒíÏ ãí ÈíäíÏ ÇÒ ãæÖÚ ÎÔß ãÎÇáÝ ÎÇÊãí æ ãæÇÝÞ äÙÇã ¡ ÊÇ ÍÏ ÒíÇÏí ÝÇÕáå ?ÑÝÊå ÇäÏ .
ÈÏíä ÕæÑÊ ¡ äíÑæåÇí ?? ãÑÏãí ÏÑ ÇíÑÇä ÑæÒ Èå ÑæÒ ÏáÓÑÏÊÑ ãí ÔæäÏ æ ãÍÇÝÙå ßÇÑÊÑ æ äíÑæåÇí ÑÇÓÊ äíÒ ÑæÒ Èå ÑæÒ Çä?íÒå ÈíÔÊÑí ÈÑÇí ÇÕáÇÍÇÊ ?íÏÇ ãí ßääÏ . æ ÈÏíä ÕæÑÊ ãæÖÚ ãÑÏã Èå åã äÒÏíß ÊÑ ãí ?ÑÏÏ . åÑ ?äÏ Çíä ÊÍæá ãíÇä ãÓÆæáÇä ßãÊÑ Èå ?Ôã ãí ÎæÑÏ æ åãæÇÑå ÏÑ ãæÖÚ ÎæÏ ÞÑÇÑ ÏÇÑäÏ .
Èå åÑ Ñæ åÑ ?äÏ ÌÑíÇäÇÊ ÇÎíÑ ÏÑ ÌÇãÚå ãæÌÈ ÏáÓÑÏí åãå ãÑÏã (ØíÝ ÑÇÓÊ æ ØíÝ ?? ÇÒ ØáÇíå ÏÇÑÇä ÎæÏ)? ÔÏå ÇÓÊ ¡ ÇãÇ ÍÏÇÞá íß?ÇÑ??í ÈíÔÊÑ ãÑÏã ÑÇ Èå åãÑÇå ÏÇÔÊå ÇÓÊ ßå äãæäå ÈÇÑÒ Âä ÑÇ ãí ÊæÇä ÏÑ ÇäÊÎÇÈÇÊ ÔæÑÇí ÓÇá ?ÐÔÊå Èå æÖæÍ ÏíÏ . åÑ ?äÏ ÈÎÔ ÓäÊí ÌÇãÚå ¡ ÊÍÊ åÑ ÔÑÇíØí ÎæÏ ÑÇ ãæÙÝ Èå ÔÑßÊ ÏÑ ÇäÊÎÇÈÇÊ Èå ÚäæÇä íß æÙíÝå Ïíäí ãí ÏÇäÏ (äå ÕÑÝÇ íß ÍãÇíÊ ÓíÇÓí) ÇãÇ ÈÇíÏ ÏíÏ ÏÑ ÇäÊÎÇÈÇÊ ãÌáÓ ¡ ÂíÇ åãÇä ÊÚÏÇÏ ÇäÏß ÇÒ ÇÕáÇÍ ØáÈÇä ßå ÏÑ ÇäÊÎÇÈÇÊ ÔæÑÇ ÔÑßÊ ßÑÏå ÈæÏäÏ íÇ ÌãÚíÊ ÓäÊí ÇíÑÇä ¡ ÈÇÒ ÍÇÖÑ Èå ÔÑßÊ ÏÑ ÇäÊÎÇÈÇÊ ÎæÇåäÏ ÔÏ ¿





...................................... ..................................................

Tuesday, June 11, 2002


طرح منع شكنجه ، پيشر�ته تر از آنچه بايد !


اين روزها بحث تصويب طرح ممنوعيت شكنجه در مجلس و رد شدن آن از سوي شوراي نگهبان بحث روز محا�ل سياسي است . اما با نگاهي كلي به اين طرح مي توان دريا�ت كه طرحي است كه مي تواند به راستي براي ايران كسب اعتبار بين المللي كند (محسن آرمين)
چرا كه شايد تنها در چند كشور چنين مساله اي به عنوان قانون تصويب شده و در بسياري جوامع ديگر برخورد عادي با آن صورت مي گيرد . و تصويب اين چنين قانوني مي تواند ايران را به عنوان كشوري مدا�ع حقوق بشر مطرح كند .
البته در هر حال قوانين بسياري در كشور موجود مي باشد كه اجراي آن ها مي تواند در ساخت جامعه اي سالم و مردمگرا نقش اساسي ايجاد كند كه متاس�انه اجرا نمي شوند . اما با تصويب چنين قانوني اعتراض كساني كه مورد شكنجه قرار مي گيرند جنبه قانوني پيدا مي كند و حداقل آن اين است كه قاضي دادگاه نمي تواند رسما چنين احكامي را صادر كند .
اما مواردي كه به عنوان شكنجه در اين طرح مطرح شده اند عبارتند از : هر گونه اذيت و آزار بدني ، چشم بند زدن به زنداني ، بازجويي در شب ، �حاشي ، �شار رواني به زنداني ، گرسنگي يا تشنگي دادن به زنداني براي گر�تن اقرار و نظاير آن .
همچنين بر اساس اصل 38 قانون اساسي ، هر گونه شكنجه براي گر�تن اقرار يا كسب اطلاع يا سوگند يا شهادت ممنوع است . و بر همين مبنا طرح مجلس كاملا مطابق اين اصل قانون اساسي است .
همچنين طبق مصوبه مجلس ، نگهداري زنداني به صورت ان�رادي يا نگهداري بيش از يك ن�ر در سلول ان�رادي ، بازجويي در شب يا بي خوابي دادن به زنداني نيز جز شكنجه حساب مي شود كه شوراي نگهبان اين موارد را مغاير شرع دانسته .
عمده مخال�ت شوراي نگهبان با اين طرح ، مغاير دانستن آن با قانون اساسي و محدود كردن حوزه اختيار قاضي دانسته . اما منص�انه بنگريم ، آيا شرع اسلام ، هيچ يك ازموارد �وق را قانوني و لازم مي داند ؟ و آيا واقعا لازم است چنين اختياراتي به يك قاضي داده شود تا مطابق آنچه كه مي خواهد چنين احكامي را صادر كند ؟
هر چند در ابتداي بحث نيز خاطر نشان كردم كه آنچه در جوامع به ظاهر متمون شاهد آن هستيم نيز چنين شكنجه هايي و يا به مراتب بدتر از اين است . اما چرا ما كه مي خواهيم در كشوري كه آن را جمهوري اسلامي مي ناميم ، سعي نكنيم جلوتر از آنچه كه تمام دنيا قرار دارد ، قرار بگيريم ؟



...................................... ..................................................

Wednesday, May 29, 2002

زن ، اسطوره شكست خورده


اگر يك تحقيقي آماري انجام دهيم و از تعداد برابري از زنان و مردان (و همچينين دختران و پسران) در جامعه بپرسيم تا چه حد از وضع خود راضي هستيد به نظر شما نتيجه چه خواهد بود ؟
طبق قانون بشري و انساني يعني برابري حقوق زنان و مردان ، بايد به تعداد تقريبا مساوي ناراضي باشند ، اما مي بينيم كه آن ها كه از زن بودن خود در جامعه شكايت دارند بسيار بيش از مردان هستند . اما چرا ؟
جاي اميدواري است كه اين درصد و نارضايتي با ا�زايش سطح درك مردم نسبت به گذشته ها بسيار كمتر شده ، آن هنگام كه زنان و دختران عملا برده هاي جامعه بودند ، نه به عنوان اعضاي شري� . هر چند اكنون نيز در برخي كشورها زنان رسما از حقوق مساوي با مردان برخوردار نيستند و حق راي ، تحصيل ، انتخاب آزادانه و ... را ندارند .
بياييد نگاهي به تعاري� بيندازيم :
مردان از سويي برتري دارند و زنان از سويي ديگر و در مجموع ارزش آن ها تقريبا يكسان مي شود . البته از ديد مادي ، برتري مردان بيشتر است و از ديد معنوي برتري زنان . و با توجه به همين نكته ، مي بينيم كه در اديان الهي براي زنان ارزش �وق العاده اي در نظر گر�ته شده ، زيرا دين به جنبه معنوي مي انديشد ، و از سويي در ميان جوامعي كه جاهل هستند ، و يا جوامعي كه به علت قدرت طلبي عده اي ، ارزش ها ت�اوت كرده ، مرد يك موجود بسيار با ارزش و زن بسيار بي ارزش جلوه مي كند .
به واقع زن بايد نماد اسطوره اي باشد كه مرد با تكيه بر آن به انجام �عاليت بپردازد ، اما آيا اكنون اين طور است ؟

اين ها تمام مقدمه اي بود براي اصل مطلب . حال اين وضعيت در جامعه ما چگونه است و در چه جامعه اي زندگي مي كنيم ؟ اگر ادعاي آن داريم كه جامعه ما بر اساس معنويت و ارزش يكسان زن و مرد مي باشد ، پس اين چه وضعي است كه حاكم شده ؟ البته در برخي موارد هم زنان پيشي گر�ته اند ، مثلا اگر به آمار قبولي كنكور نگاهي بياندازيد مي بينيد كه شصت درصد پذير�ته شدگان را دختران و چهل درصد را پسران تشكيل مي دهند ... اما اگر با ديد علمي به اين قضيه نگاه كنيد مي بينيد كه از نظر علمي توانايي ذهني دختران در سن 18 سالگي بسيار بيش از پسران است و به همين خاطر در اين مقطع مو�ق تر هستند و از سوي ديگر مشغله هاي دختران كمتر است و مانند پسراها نمي توانند �عاليت هاي آزادنه خود را داشته باشند و به ناچار به درس روي مي آورند . پس دل خوش نكنيم به اينكه زنان حداقل در زمينه علمي از مردان برتر شده اند .
مگر نه اين است كه يكي از تعاري� شعر يعني بيان احساسات ، و در اين مورد زنان بايد مو�ق تر باشند ؟ پس چرا شاهد اين همه شاعر نام آور در ميان مردان هستيم ، اما در ميان زنان �قط �روغ �رخزاد است و پروين اعتصامي ؟ همين ؟! و واقعا چند ن�ر زن نام آور در عرصه هنر و ديگر زمينه ها داريم ؟
اما به راستي علت چيست ؟
شايد مهمترين علت آن باشد كه زنان جامعه ما خود را تا حد زيادي باخته اند و باور دارند كه ضعي�ه هستند ، نه جنس مكمل . اگر از يك پسر جوان 20 ساله بپرسيد چه برنامه اي براي آينده خود دارد ، برنامه آرماني خود را مي گويد و براي رسيدن به آن نيز تلاش مي كند ، اما اگر از يك دختر جوان بپرسيد ، چندان اميدي به پيشبرد و آينده برنامه اش نخواهد داشت . زيرا مي داند هر لحظه ممكن است خواستگاري براي او بيايد ، كه گاهي حتي اگر او را مورد پسند قرار ندهد ناچار به ازدواج با وي است و اگر هم مورد پسند او بود ، بايد ديد اين همسر آينده او را از حقوق اجتماعي محروم مي كند يا نه ؟
اين موضوع را هم نبايد نا ديده گر�ت كه متاس�انه در جامعه ما هنوز هم به زنان تا حدي به ديده تحقير نگريسته مي شود و عر� اجتماعي نيز تا حدي مقصر است .
به هر حال اصلاح �رهنگ اجتماعي در اين ميان تنها به دست خود زنان است ، آن ها بايد خود تلاش كنند تا جايگاه اصلي شان را در جامعه بيابند ،‌ و بتوانند از حقوق خود د�اع كنند ... نه اينكه من به عنوان يك روزنامه نگار از حقوق زنان د�اع كنم !



...................................... ..................................................

Saturday, May 18, 2002

مردم قهرمان كش ; اينك نوبت خاتمي است !

در جامعه اي زندگي مي كنيم كه مانند هر كشوري قهرماناني داشته است ، كساني كه اكنون تنها نامشان باقي مانده و كساني كه حتي نامي هم از آن ها باقي نمانده !
به واقع بايد بپذيريم مردم ما به قهرمان كش هستند به خصوص در زمينه سياست . چند صباحي كسي محبوب مي شد ، تيتر اول روزنامه ها ، خبر رسانه ها ، نامش در شعارها جاي مي گيرد ، و پس از مدتي با �روكش شدن جو از ياد مي رود .
آيا اكنون نوبت خاتمي است ؟ خاتمي كسي كه هنگامي كه اس�ندماه 75 وارد عرصه انتخابات شد چهره جديدي بود و جذاب ، به خاطر آزادي هايي كه پس از خرداد 76 به جامعه تزريق كرد محبوبيتي دو چندان يا�ت ، اما به يك سال نكشيده بود كه ضربات مهلك محا�ظه كاران با دادگاه كرباسچي و استيضاح نوري آغاز شد ... خاتمي از آن پس بيش از پيش احتياط مي كرد ... دوره هشتم نيز به علت �شارهاي هواخواهان روي كار آمد ، و از آن پس شايد بتوان گ�ت محبوبيت او سير نزولي داشت ... هر چند ميزان آرا بسيار بالا بود ، اما با معر�ي كابينه جديد كه چندان هم جديد و جالب نبود خاتمي اولين ضربه را به محبوبيت خود وارد كرد . و سكوت در برابر حملاتي كه از سال 76 تا كنون به اصلاح طلبان وارد شده ، كم كم باعث ايجاد ن�رت در ميان برخي هواداران خاتمي گشت .
تا به امروز كه خاتمي از استع�ا سخن مي گويد ، و شايد هم �ردا استع�ا دهد ، زيرا او كه به علت اصرار مردم پا به ميدان گذاشته بود اينك احساس مي كند همان مردم هم ديگر پشت او را خالي كرده اند . خاتمي بار ديگر آمد با اطمينان از اينكه اين بار مجلس حامي اوست و مشكلات ناشي از اصطكاك با مجلس بسيار كمتر است ، اما مجلسي كه حتي اختيار د�اع از حقوق خود را ندارد چگونه مي تواند پشتوانه دولت باشد ؟
در هر حال اگر مساله بازتاب خبر و تحولات من�ي نبود ،‌ وي قطعا تا كنون استع�ا داده بود ، زيرا ديگر جايي براي كار كردن نمي بينيد ... و آيا اگر استع�ا دهد و به كناري رود همچنان قهرمان مردم است ؟
رييس جمهور محبوب مردم در سال هاي اول و اوج محبوبيت بارها در سخنراني هاي خود گ�ته بود كه اينك مردم ما به قهرمان احتياج ندارند ، اين مردم هستند كه هميشه مي مانند و قهرمان اصلي مردم هستند . شايد امروز بيش از گذشته بتوان م�هموم اين سخن خاتمي را دريا�ت ، چرا كه اگر خاتمي استع�ا دهد پس از چندي نام او نيز از ذهن مردم پاك شده و خاطره اش تنها در تاريخ مي ماند !
ميرحسين موسوي ، عبدالله نوري ، غلامحسين كرباسچي ، عطاالله مهاجراني و بسياري ديگر از مردان سياست نمونه هاي بارزي از كساني هستند كه زماني نامشان بر سر همه زبان ها بود و اكنون مردم كم كم آن ها را به دست �راموشي مي سپارند . مردمي كه پس از چندي قهرمانان خود را مي كشند .
و جا دارد در اينجا به صورت خلاصه به نقل حكايتي بپردازم تا ببينيد چقدر به قهرمانان ملي خود اهميت مي دهيم . منبع اين نوشته كتاب من نوكر ملتم (درباره زندگي دكتر مصدق) نوشته محمود ستايش - ص 221 - يادي از آخرين بازمانده :
دكتر محمد مصدق دو پسر و سه دختر داشت ... خديجه پس از كودتاي 28 مرداد دچار بيماري روحي شديد شد . دكتر مصدق تا واپسين دم حيات نگران خديجه بود و به بچه هاي خود توصيه مي كرد كه مواظب او باشند ... تا هنگام حيات پسران دكتر مصدق ، آن ها مواظب او بودند و هزينه درمان او را تامين مي كردند ، ولي اكنون دختر دكتر مصدق ، �رزند نخست وزير ملي و قهرمان ايران ، تنها و �رسوده و �قير در گوشه يكي از آسايشگاه هاي دولتي رواني سويس در ميان عده اي بيماران رواني با هزينه دولت سويس به سر مي برد .
...با آسايشگاه تماس مي گيرم . پرستار مي پرسد چه نسبتي با وي داريد ؟ مي كوشم براي وي توضيح دهم كه پدر اين بانوي سالمند نخست وزير ملي ايران بوده است و خدمات او به كشورش هرگز از خاطر ميليون ها ايراني نمي رود و به همين خاطر مي خواهم او را ببينم . پرستار با لحني استهزا آميز مي خندد و از پشت تل�ن مي گويد : پس چرا ايرانيان از اين دختر قهرمان ملي سراغي نمي گيرند ؟!
از علت بيماري اش مي پرسم و پاسخ مي شنوم به دنبال غارت منزل دكتر مصدق در 28 مرداد 32 و زنداني شدن پدرش ، چوون دختر بسيار حساسي بوده و پدرش را خيلي دوست داشته ، دچار اختلا�ات رواني مي شود .
مي پرسم هزينه نگهداريش چگونه تامين مي گردد ؟ مي گويد : هيچ كس براي وي پولي نمي �رستد . تمام اعضاي خانواده وي مرده اند . ما به س�ارت ايران اطلاع داديم و از آن ها خواستيم مخارج وي را تامين كنند ولي قبول نكردند و پاسخي ندادند . در حال حاضر آسايشگاه بر خلا� رسم جاري خود علاوه بر تحمل مخارج وي ماهانه حدود صد �رانك هم به وي مي پردازد تا اگر چيز خاصي لازم داشته باشد تهيه كند . پرستار اضا�ه مي كند : من تعجب مي كنم ايران يك كشور ثروتمند است و همين حالا هم دولت ايران يك رستوران 6 ميليون �رانكي در ژنو مي سازد ، ولي برايش دشوار است هزينه يك بيمار را بپردازد ؟ مگر شما نمي گوييد پدر وي نخست وزير بزرگي در تاريخ ايران بوده است !

در هر حال مي توان با نگاهي به تاريخ گذشته آينده را پيش بيني كرد ... آينده كساني كه اكنون آن ها را سر دست مي گيريم و �ردا ...


...................................... ..................................................

Thursday, May 16, 2002

به نام دين ، به كام ديگران

در ادامه نوشته پيشين (دين گريزي جوانان ،‌چرا ؟) و به دنبال ارسال برخي نظرات و انتقادات از طر� خوانندگان ، اين بار به يكي از عوامل مهم دين گريزي كه همان است�اده ابزاري از دين مي باشد ، اشاره مي كنم .
در طول تاريخ ،همواره شاهد سواست�اده هايي از سوي برخي ا�راد و حكومت ها براي رسيدن به اهدا� شخصيشان بوده ايم و هر بار آن ها با نام دين و �ريب مردم ، از سويي به هد� خود دست يابي پيدا كرده اند و از سوي ديگر باعث لكه دار شدن نام دين شده اند . و اين امر سابقه اي بسيار طولاني دارد كه مي توانيم عمده آن را در طول 14 قرن پيدايش اسلام و در قرون وسطي در اروپا ببينيم .
جالب است كه پيش از اسلام نيز در سرزمين عربستان دين جنبه تجارتي پيدا داشته و خانه كعبه كه در واقع مي بايست جايگاه اصلي يگانه پرستي باشد تبديل به تجارتخانه اي شده بود تا عده اي از آن راه به مال هنگ�تي برسند . و بعد از اسلام ، از پس از �وت پيامبر بدعت آغاز شد ... بدعت ، يعني دوگانگي ، يعني درست كردن راهي ديگر براي رسيدن به اهدا� خود ، يعني تخريب دين .
نيازي به توضيح و ت�صيل نيست و خوانندگان اين سطور به يقين خود جريانات را بهتر مي دانند .
اما سري هم به مغرب زمين بزنيم . قرون وسطي ، دوران حكومت كليسا بر مردم تبديل شده بود به اوج �لاكت آن ها . خ�قان موجود به هيچ كس اجازه سخن نمي داد و دانش در آن سر زمين ها در حال نابودي بود ... تا دوره رنسانس و رهايي از اين درماندگي .
اما به راستي چه چيز باعث اين عقب ماندگي شده بود ؟ چه چيز باعث رنجش مردم آن زمان گشته بود ؟ دين ؟ ... شايد اگر با يك ديد سطحي و ظاهري به قضيه بنگريم دين را بايد عامل بيچارگي و عقب ماندگي مردم معر�ي كرد ، اما با اندكي انديشه كردن درباره اين موضوع ، مي توان دريا�ت آنچه كه باعث نارضايتي مردم شده بود حكمراناني بودند كه به نام دين زمام حكومت را در دست گر�ته بودند و چه بسا خود را نماينده خدا مي دانستند و از اين رو عوام كه اكثريت مردم را در جامعه تشكيل مي دهند ، حامي آن ها بوده و عده اندكي روشن�كر نيز در اقليت دچار �شار مي شدند و امكان هر گونه عملي از آن ها سلب مي شد .
و بدين صورت ، پس از گذشت قرون وسطي در اروپا ، اكنون كه مردم عادي به آن نگاهي مي اندازند ، متاس�انه دين را عامل عقب ماندگي آن دوران مي دانند نه حاكمان ديني ، و قشر روشن�كر و انديشمند نيز ، با آنكه به حقيقت امر آگاه هستند ، اما چون مي دانند ممكن است با روي كار آمدن يك حكومت ديني ديگر باز چنان وضعي پيش بيايد آن ها نيز مخال� هستند !
اما تراژدي ما در همين جا ختم نمي شود . امروزه مخا�ان دين ، با است�اده از اين تاريخ نه چندان روشن ، نه تنها با حكومت ديني مخال�ت مي كنند كه با اصل دين نيز به عنوان راهنماي زندگي انسان ها نيز مخال�ند و به تعابير مختل� سعي در جلوگيري از رواج آن در ميان مردم دارند . آن ها امروزه دين را امري كهنه و منسوخ مي دانند ... و آن ها كه مي خواهند منطقي تر سخن بگويند دين را امري شخصي تلقي كرده و آن را با اجتماع و جامعه بي گانه دانسته و ورود آن را به عرصه اجتماعي ممنوع مي دانند !
اين نكته را هم به خوانندگان وب يادآور مي شوم من آنقدرها هم كه دوستان از روي اين دو نوشته برداشت كرده اند مذهبي نيستم ، اما به هر حال مناسب ديدم در اين وضعيت سخني هم از دين در جامعه امروزي خود به ميان آورم . ديگر قضاوت را به دوستان وا مي گذارم .




...................................... ..................................................